من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنمباغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حورتلقین و درس اهل نظر یک اشارت استهرگز نمیشود ز سر خود خبر مراناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کناین تقواام تمام که با شاهدان شهرحافظ جناب پیر مغان جای دولت است
صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنمبا خاک کوی دوست برابر نمیکنمگفتم کنایتی و مکرر نمیکنمتا در میان میکده سر بر نمیکنممحتاج جنگ نیست برادر نمیکنمناز و کرشمه بر سر منبر نمیکنممن ترک خاک بوسی این در نمیکنم
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۹ ساعت توسط سمیرا
|