تبليغاتX
تا رهایی...
زندگی کن و لبخند بزن به خاطر آنهایی که با لبخندت زندگی می کنند.......

زير انگشتاي تشريح تومرده اين تنم

اونکه دلسپرده بود وحالا دلمرده .منم

گفتم از تلخي تقدير وغروب فاصله

تو مي گفتي که يه همراز قسم خورده منم

توي آتيشت يه روزي .ذره ذره آب شدم

حالا اين دشت کويري که ترک خورده منم

جاي خون توي رگام جاريه شعر گم شدن

اون که غمهاي دلت رو با خودش برده منم

روح آزرده منم

بي تو مرده اين تنم

بيا تکيه گاه من

تا دوباره نشکنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 تیر1386ساعت   توسط سمیرا |