![]() |
![]() |
|
| زندگی کن و لبخند بزن به خاطر آنهایی که با لبخندت زندگی می کنند....... |
|
زير انگشتاي تشريح تومرده اين تنم اونکه دلسپرده بود وحالا دلمرده .منم گفتم از تلخي تقدير وغروب فاصله تو مي گفتي که يه همراز قسم خورده منم توي آتيشت يه روزي .ذره ذره آب شدم حالا اين دشت کويري که ترک خورده منم جاي خون توي رگام جاريه شعر گم شدن اون که غمهاي دلت رو با خودش برده منم روح آزرده منم بي تو مرده اين تنم بيا تکيه گاه من تا دوباره نشکنم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت توسط سمیرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
آنکه در تنها ترین تنهاییم تنهام گذاشت
کاش در تنها ترین تنهاییش تنها کس تنهاییش تنهایش بگذارد |
| پیوندهای روزانه |
|
مسیحا راز باران...رهاودانیال عشق ماندگار... قطره ها در جریان mitee آقا رضا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
برای خودم... |
| پیوندها |
|
سکوت شب ناخدای عاشقان جایی برای با هم بودن طلوع خورشید |
|
RSS
|