|
زندگی کن و لبخند بزن به خاطر آنهایی که با لبخندت زندگی می کنند.......
|
/bivafaa.jpg)
بین كسی كه عاشق شده است و كسی كه تنها شخصی را دوست
دارد تفاوتهایی است.
نكات زیر به شما كمك خواهد كرد تا این تفاوت را درك
كنید.
1ـ هنگام دیدن كسی كه عاشق او هستید تپش قلب شما
زیاد شده و هیجان زده خواهید شد اما هنگامی كه كسی
را می بیند كه آنرا دوست داریداحساس سرور و خوشحالی
می كنید.
2ـ هنگامی كه عاشق هستید زمستان در نظر شما بهار است
ولیكن هنگامیكه كسی رادوست دارید زمستان فقط فصلی
زیبا (زمستانی زیبا) است.
3ـ وقتی به كسی كه عاشقش هستید نگاه می كنید خجالت
می كشید و لیكن هنگامی كه به كسی كه دوستش دارید
می نگرید لبخند خواهید زد.
4ـ وقتی كه در كنار معشوقه خود هستید نمی توانید هر
آنچه را در ذهن دارید بیان كنید اما در مورد كسی كه
دوستش دارید شما توانایی آنرا دارید.
5ـ در مواجه شدن با كسی كه عاشقش هستید خجالت میكشید
و یا حتی دست و پای خود را گم میكنید اما در مورد
فردی كه دوستش دارید راحت تر بوده و توانایی ابراز
وجود خواهید داشت.
6ـ شما نمی توانید به چشمان كسی كه عاشقش هستید
مستقیم و طولانی نگاه كنید (زل بزنید) اما می توانید
در حالیكه لبخندی بر لب دارید مدتها به چشمان فردی
كه دوستش دارید نگاه كنید.
7ـ وقتی معشوقه ی شما گریه می كند شما نیز گریه
خواهید كرد و اما در مورد كسیكه دوستش دارید سعی بر
آرام كردن او می كنید.
8ـ احساس عاشق بودن و درك آن از طریق نگاه (دیدن)
است اما درك دوست داشتن بیشتر از طریق شنوایی است
(از طریق ابراز علاقه به صورت كلامی)
9ـ شما می توانید یك رابطه ی دوستی را پایان دهید
اما هرگز نمیتوانید چشمان خود را بر احساس عاشق بودن
ببندید چرا كه حتی اگر اینكار را بكنید عشق همچنان
قطره ای در قلب شما و برای همیشه باقی خواهد ماند.
مطالب بالا اگر چه تا حدود زیادی درست است اما به
خاطر داشته باشید كه مطلق نیستند و اصولا انسانها و
احساسات آنها پیچیده تر از اینگونه تحلیل ها هستن.
عجب تکلیف بی نهایتی است دوست داشتن
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد من شروع کردم
وقتی او تمام شد من شروع کردم
و چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن
مثل تنها مردن
اگر به حجله آشنایی،
در حوالیِ خیابان خاطره برخوردی
و عده ای به تو گفتند،
کبوترت در حسرت پر کشیدن پرپر زد ،
تو حرفشان را باور نکن!
روزها رفت و من دیگر
خود نمیدانم کدامینم
آن من سرسخت مغرورم
یا من مغلوب دیرینم
بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگر بارم
مینشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم
" روح من و روح شما يكي ست و ما با خداوند ، يگانه ايم .
من به موعظه هاي روحم گوش سپرده ام ... روحم موعظه ام كرد و يادم داد كه مغضوبين شيطان را دوست بدارم و از آناني كه به ناسزا آلوده اند ، نفرتي به دل نگيرم .
پيش از آنكه روحم موعظه ام كند ، مي پنداشتم كه عشق چيزي نيست ، مگر ريسماني كه به دو ميخ بند است .اما اكنون عشق برايم هاله اي ست كه ابتدايش ، انتهاي آن است و انتهايش ، ابتداي آن .
عشق از يك نفر شروع مي شود اما سر انجام همه چيز و همه كس را در آغوش مي گيرد .
روحم به من ياد داد كه چگونه زيبايي پوست و صورت و رنگ را ادراك كنم و به من ياد داد كه چگونه با همدلي و مهر ، به آنچه كه نادان ، زشتي اش مي خواند ، نگاه كنم تا افسون و جاذبه ي حقيقي آن را ببينم .
پيش از آنكه روحم به من آموزش دهد ، زيبايي را شعله اي لرزان بين دو ستون از دود مي ديدم . حال كه دود را باد برده است ، تنها شعله را مي بينم .
روحم موعظه ام كرد و يادم داد كه چگونه به صداهايي گوش دهم كه زبان و حنجره و لب ها از ايجاد آن عاجزند .
پيش از آنكه روحم موعظه ام كند ، تنها صداي همهمه و شيون را مي شنيدم .اما اكنون به ساحت روشن سكوت وارد مي شوم و آواز خوش خوانند گاني را مي شنوم كه راز هاي آن ناشناخته را باز مي گويند .
روحم اندرزم داد و گفت : « نه از ستايش ستايشگران شاد شو و نه از ملامتگران غمين باش . »
پيش از آنكه روحم اندرزم دهد ، در شايستگي كارم ترديد داشتم .
اكنون مي دانم كه درختان در فصل بهار جامه ي شكوفه بر تن مي كنند و بي آنكه در بند ستايشي باشند ، در فصل تابستان ميوه مي دهند ؛ آنها در فصل پاييز ، برگهاشان را مي ريزند و بي آنكه از سرزنشي بهراسند ، در فصل زمستان ، عريان مي شوند .
روحم به نجوا گفت : « فانوسي كه حمل مي كني ، از آن تو نيست و آوازي را كه مي خواني ، ساخته ي دل تو نيست ، زيرا حتي اگر چراغ را حمل كني ، تو خود چراغ نيستي . »
روحم موعظه ام كرد و به من بسيار آموخت . روح شما نيز موعظه تان كرده و به شما بسيار آموخته است ، زيرا من و شما را از يك حقيقت سرشته اند . "
(خليل جبران)
خلاصه اینکه میخوام به زندگی سلام
سلام
از آدمای دورو متنفرم آدمایی که از عشق هیچی حالیشون نیست ولی نظر میدند بدم میاد
یکی سراب خوشبختی رو میبینه ویکی سرابه ؟؟؟؟

دنيا را بد ساخته اند !
کسي را که دوست داري ، تو را دوست نمي دارد !
کسي که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمي داري !
اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد
به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسید ... و اين رنج است !

زير انگشتاي تشريح تومرده اين تنم
اونکه دلسپرده بود وحالا دلمرده .منم
گفتم از تلخي تقدير وغروب فاصله
تو مي گفتي که يه همراز قسم خورده منم
توي آتيشت يه روزي .ذره ذره آب شدم
حالا اين دشت کويري که ترک خورده منم
جاي خون توي رگام جاريه شعر گم شدن
اون که غمهاي دلت رو با خودش برده منم
روح آزرده منم
بي تو مرده اين تنم
بيا تکيه گاه من
تا دوباره نشکنم